برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
سلام تصمیم دارم از این یه بعد روز نوشت هامو اینجا بنویسیم و صادق باشم احتمالا حس کنین با تصویری که نوشته های دیگم بهتون میدن تفاوت دارم و خوب دور از ذهن نیست تا حالا غیر ارادی فقط چیزای خوشگل از خودم
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
تایپ کردن کمی سخت شده لپ تاپ جدید و طبق معمول حروف فارسی نداره و موضوع اینه که عادت دارم به کیبرد نگاه کنم و تایپ کنم حتی با این که حروف فارسی رو نمی بینم اگه این عادتو تموم کنم تایپم خیلی بهتر میشه
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی

سلام
آرزو دارم حال و احوال همه خوب باشه ، حال خوب این روزا یه آزرزوی بزرگه
راستش امروز به حسی رسیدم ، ی..
اینو کامل نوشته بودم کلی هم نوشته بودم ولی نتم قطع شد دیگه نمی تونم بنویسم فعلا حسم اینه ![]()
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
جدیدا حس و حال عجیبی دارم
خودم هم نمی دونم چه خبر شده ، امیدوارم خبر خوبی باشه
یه مدت حس می کردم مرگ واقعا به من نزدیکه و کلا هر برنامه ای که برای آینده داشتم رو ملغی شده میدونستم
خدا عاقبت هممون رو ختم به خیر کنه
آرزو دارم هر چه زودتر و زودتر ظهور اتفاق بیفته
یه اتفاق عظیم
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
لعنت به من اگر از تو به غیر از تو بخواهم
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
خداوند می خواهد با اینها ما را از خواب غفلت بیدار کند
از گناهانمان ...
دعا می کنم آنقدر آرام نگیریم تا یادمان برود آرامشمان را مدیون که هستیم
اللهم عجل لولیک الفرج
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
خدای بزرگم
خدای عزیزم
خوشحالم که دوباره به تو برگشتم
خیلی خوشحالم
نمی دانی فراق چون تویی چقدر سخت بود، روز های خیلی بدی را بی تو گذراندم
روز هایی که فکر می کردم چقدر از تو دور شده بودم
خیلی بد بود
خیلی ....
خدایا
این که دوباره اینجا می نویسم یعنی دوباره مرا برگرداندی
ممنونم
متشکرم خالق یکتا
متشکرم مهربانترین مهربانان ...
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
دلم یه کم شیمی، یه خورده بیشتر ریاضی ، یه خورده بیشتر تر فیزیک می خواد
دلم شادی بعد از حل یه مسئله ی سخت و می خواد
یه خورده فسفر سوزوندن تا حدی که مغزت درد بگیره
(اینو قبلا خیلی کشیدم قشنگ درک میکنم)
درواقع دلم یاد گرفتن یه چیز جدید حدود اکتشاف میخواد
حیف که توی دانشگاه دیگه از این خبرا برا من نیست ...
واقعا حیف
کاش حداقل یه استاد سختگیر و کاربلد ایستایی داشتم
بازم حیف
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
اونقدر سریع که اصلا متوجه نمیشی . من به نوبه ی خودم توی زندگی همیشه دنبال شادی واقعی بودم و هنوزم هستم
یهرارشادی که دو ساعت بعد از جشن یا مهمونی با دوستان یا تماشای فیلم مورد علاقه و با هر چیز دیگه تموم نشه یه حس امنیت از ته دل
خیلی زود فهمیدم که این نوع شادی رو فقط با خدا میشه تجربه کرد
ولی خیلی چیزا ما رو از خدا دور می کنه
بزرگترینش خودمون ...
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
برچسب: خدای,
نویسنده: زهرا قربانی
فکر می کنم امروز ذره ای از غربتتان را حس کردم
چگونه شما این حجم از تنهایی و غربت را میان شیعیانتان تحمل می کنید ؟!
دلم می خواهد در جمکرانتان بنشینم و برای غربتتان اشک بریزم ... به اندازه تمام سهل انگاری هایم
مرا ببخشید یعنی ما را ببخشید که اسم محب شما را یدک می کشیم شما را واسطه ی دعاهایمان می کنیم و خو برای شما ... آه , که این درد در کلمات نمی گنجد آرزو نمی کنم که بیای
چون همه می دانند روزی خواهی آمد آرزو می کنم هنگامی که می آیی چشمانم شرمسار نگاهت نباشد
برچسب: غربت,
نویسنده: زهرا قربانی
از کوی تو بیرون نشود پای خیالم،
نکند فرق به حالم ....
چه برانی، چه بخوانی…
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی…
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی..
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی،
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا, نیست پناهی
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی